
BBC NEWS در گزارشی کوتاه و گذرا به پخش فیلمی پرداخت که در آن عبدالمالک ریگی سخنرانی میکند و حامل پیامی برای سبزهای ایران می باشد.در این تصاویر عبدالمالک خطاب به ایرانی هایی که حامی جنبش سبز در ایران هستند اعلام میکند که گروه جندالله با تمام نیرو از آنها حمایت خواهد کرد و سبزها می توانند روی تجربیات این گروه حساب ویژه ای باز کنند.بی بی سی چندین بار به پخش این تصاویر ویدئویی پرداخت ولی اشاره ای به تروریست بودن این گروه نکرد.
بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
آقای کروبی! کدام طرفدار؟!
چند روز پیش که مهدی کروبی در حین بازدید از
نمایشگاه مطبوعات با اعتراض شدید مردمی و با شعار "منافق برو گم شو" و
"مرگبر ضد ولایت فقیه" و با همراهی کفشهای معترضین٬ خفت بار تر از بنی صدر
با حمایت اسلحه کشهایش پا به فرار گذاشت در اوج عصبانیت از این بدرقه
تاریخی مردم در اظهار نظری جدید که در یک فیلم سه چهار دقیقه ای افاضه
کرده و توسط عوامل ضد انقلاب در حال پخش گسترده در فضای مجازی است
اعلام نموده از این به بعد در همه راهپیمایی ها شرکت کرده و از طرفداران
!!! خود خواهد خواست که حضور داشته باشند!
هر چند در چند ماه اخیر بحث در مورد جنون ادواری آقای شیخ اصلاحات بود و برای اولین بار از زبان فاطمه کروبی همسر وی برای رهایی اش از عواقب قانونی رفتارهای دور از خرد و اندیشه وی مطرح شد ولی گذشت زمان و فعالیتها و رفتارها و گفتارهای این مرد مجنون نشانگر گذر از جنون ادواری است و مساله حاد تر از آنی است که فکر می کردیم! و از این به بعد بایستی او را در مرحله جنون دائمی قلمداد نماییم.
مهدی کروبی که طرفدارانش را به رخ انقلاب و نظام اسلامی می کشد همان شخصی است که در انتخابات گذشته زورش به آرای باطله هم نرسید و بعد از بازی مضحک در فیلمهای تبلیغاتی که به نام او و به کام دیگران ساخته شد حتی نتوانست رای مسئول ستاد خود ـ کرباسچی ـ را هم جلب نماید! و همانطور که همه مطلع هستند کرباسچی در روز رای گیری در کمال نا باوری برای دوستان کروبی ٬ برگ رای خود را که به نام موسوی نوشته شده بود به نمایش عموم گذاشت. هر چند این اقدام برای طرفداران انقلاب و کسانی که از بی صداقتی امثال کرباسچی و ساده لوحی امثال کروبی مطلع بودند قابل پیش بینی بود. و قبل ازآن اتفاقات بود که شریعتمداری مدیر مسئول کیهان دلسوزانه به کروبی هشدار می داد در دام اطرافیان خود که به خاطر منافع خویش گسترده بودند نیفتد ولی افتاد و شد آنچه نباید می شد.
شعور سیاسی کروبی به حدی پایین است که هنوز نمی فهمد هر روز توسط اشخاصی چون موسوی و خاتمی به آغوش هیجان و خطر برای آنالیز کردن موقعیت خود فرستاده می شود!
کروبی در حالی از طرفداران خود صحبت می کند که همه واقفند در هیچ دوره ای از انتخابات مجمع روحانیون مبارز که خود موسس آن بود حاضر نشد تتمه آبروی خود را به پای کروبی بریزند!
کروبی با این هارت و پورتهای سیاسی اش اگر در صدد آن است که برای عمر نمانده خود طرفداری دست و پا کند کافی است به ذهن ناقص خود اندک فشاری آورده و از رفتاردوستان سابق اش که برخی جزء مخالفین سر سخت او هستند و برخی برای دلقک بازی هایش هورا می کشند و او را همچون ... آزمایشگاهی در مقاطع مختلف مورد آزمایش قرار می دهند تا به نیات شوم خود برسند درس عبرتی می گرفت.
سخن ما با دستگاه قضا که که ترازوی عدالت را بر سر در اداره خود نصب کرده و تکیه گاه مظلومان محسوب می شود هست.
تا کی بایستی دیوانگانی چون کروبی با آبروی نظام بازی کنند و مسئولان قضایی خم به ابرو نیاورند؟! و آیا مردم حق دارند بدانند چه کسی جوابگوی قانون شکنی اقلیت دیکتاتور خواهد بود؟!
اما سخن پایانی با شیخ کروبی است و بهتر است بداند! اگر طراحان و نویسندگان متنها و رفتارهایش بر این تصورند که می توانند ۱۳ آبان آشوب دیگری را به پا کنند سخت در اشتباهند چرا که دیگر فرزندان انقلاب فرصت هیچ عرض اندامی را به تازه منافقان و آشوب طلبها نخواهند داد هرچند باید از سرنوشت خود و دوستانشان چون علیرضا بهشتی در نمایشگاه عبرت می گرفتند
ایران کشوری است که در منطقه پرتلاطم خاورمیانه قرار دارد و در روزهایی که انرژی مهم ترین مسئله جهان است بر عظیم ترین ذخایر جهانی انرژی مسلط است. ایران با عراق و افغانستان به عنوان کشورهای در اشغال امریکا و پاکستان و ترکیه به عنوان متحدان جدی امریکا همسایه است. ایران طی سال های طولانی برای تسلط بر منطقه خلیج فارس چه پیش و چه پس از انقلاب جنگیده است. موانع ایران در رسیدن به آرزوهایش وجود دولتی انقلابی و سرکش در عراق و در دورانی حضور تز ناسیونالیسم عربی ناصر بوده است. اکنون هیچ کدام از این دو مانع جدی وجود ندارد. امریکا در یک خطای استراتژیک مهمترین نیروی مهار کننده ایران در منطقه را به درک واصل کرد و نیروی شیعیان عراق که در اکثریت هستند را چون غول چراغ جادویی برای ایرانی ها رها کرد. در هیچ تئوری تا قبل از حمله امریکا به عراق طی جنگ دوم خلیج فارس امکان نزدیکی برای عراق و ایران و حتا تسلط نسبی ایران بر عراق پیش بینی نمی شده است.
کماکان نیرویهای رقیب ایران برای تسلط بر منطقه عربستان و اسراییل هستند که هر دو مهم ترین متحدان امریکا در منطقه خاورمیانه به حساب می آیند. ایران برای بسط نیروی خود باید بتواند در میان مدت هر دو را مهار کند. این اتفاق از مسیر درگیر سازی در بحران منطقه ای برای هر دو کشور صورت گرفته است.
روسیه به عنوان کشور بزرگ شمالی ایران پس از کنار نهادن تز توسعه سرزمینی اش به سمت جنوب و دسترسی به اب های گرم، خطر جدی خود برای ایران را ادست داده است. هر چند که منافع خود را در ایران با روشی خاص و گاهی اوقات در تخالف با منافع ملی کشورمان جستجو می کند اما همیشه حسن همجواری در دستور کار سیاست خارجی اش با ایران قرار دارد. مگر که ایران امنیت منطقه ای را به خطر بیاندازدهنوز هم مرگ بر امریکا
امریکا گرگ
گرسنه و زخم خورده ای است که در منطقه ای که ه
رروزه تعدادی زیادی کشته زخمی بر
دستش به جا می ماند به دنبال طعمه جدید می گردد. این نکته را نباید مانند سیاسیون
نابلد به عنوان ضعف امریکا در نظر گرفت بلکه باید به عنوان خطرش به حساب آورد.
امریکا نه درحال فروپاشی و اضمحلال است و نه نشانه ای از ضعف دارد. این کشور می
کوشد تا با درس گرفتن از دوران بوش سیاست هایش را در دوران اوباما تنظیم کند.
اوباما به مراتب از بوش برای ایران خطرناک تر است. این ادعایی است که تنها در طول
زمان می توان آن را سنجید اما دور نیست زمانی که سیاهه ای از سیاه کاری های دولت
فعلی امریکا در منطقه ارائه کنیم و آن را با سیاست های گاوچران بی مغزی چون بوش به
مقایسه بشینیم.
چرا که با توجه به استدلالات آقای موسوی، او توانسته است:
۱ـ نه تنها آمارهای تمامی مراجع رسمی و مراکز داخلی مانند بانک مرکزی، اداره آمار و معاونت راهبردی ریاست جمهوری و .. را با خود همسو ساخته و توانسته است شاخصهای اقتصادی مانند تورم، نرخ بیکاری و اشتغال، رشد اقتصادی، تولید ناخلص ملی، درآمد سرانه خانوار و ضریب جینی را با دستکاری در آمارهای این مراکز به نفع خود تغییر دهد، بلکه علاوه بر آن با دستکاری آمارهای مراکز بین المللی مانند بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول و موسسات بین المللی مانند اکونومیست را به گونهای دستکاری کند که آمارهای داخلی را تأئید کنند! او نه تنها می تواند آمارهای داخلی را تغییر دهد بلکه می تواند آمارهای جهانی را نیز به نفع خود دستکاری کند! نفوذ او در همه جا به اثبات رسیده است!
۲ـ احمدی نژاد توانست با خریدن تمامی مراکز افکار سنجی داخل کشور مانند صداوسیما، تمامی نظر سنجی ها را به نفع خود منتشر کند! و علیرغم موج سبزی که در کشور بوجود آمده بود، نظر سنجیها به گونه ای تنظیم شده بودند که حکایت از دو برابر بودن آراء احمدی نژاد میکردند! او حتی به این نیز اکتفا نکرد و توانست در نظرسنجی موسسات جهانی (مانند نظر سنجی موسسات اروپایی و آمریکایی) نیز دست برده و آرا را دو به یک به نفع خود تغییر دهد و حتی نشریات جهانی و منطقه ای را نیز به مدیریت خود درآورد تا این نظر سنجی ها را منتشر کنند!
۳ـ او توانست بیشترین حد نصاب تقلب در انتخابات را در جهان از آن خود بکند! او با به کار گیری بیش از ۵۰۰ هزار نفر از عوامل اجرایی متلقب که عمدتاً از افراد فرهنگی و معلمین و معتمدین این جامعه بودند، توانست بهگونه ای تقلب کند که بیش از ۱۱ میلیون رأی از نفر دوم پیش بیفتد و نه تنها بازنده انتخابات نباشد، بلکه در نهایت پیروز لقب بگیرد! علاوه بر آن او توانست با خریدن بیش از ۹۰هزار از ناظرینی که در پای ۴۵ هزار صندوق بودند و عمدتاْ به رقبای ایشان تعلق داشتند، چشمشان را در مقابل تخلفات و تقلبات در انتخابات ببندد! و به نوعی چشم بندی یا تردستی سیاسی و ماهرانه خود را به رخ رقیبان بکشد!
۴ـ علیرغم وابستگی برخی از جریانات مطرود اطلاعاتی کشور به رقبای ایشان و بیدار بودن رقبا تا صبح برای جلوگیری از تقلب در انتخابات، او توانسته است به گونه ای تلقب کند که تا کنون هیچ سندی از تقلبات گسترده در انتخابات منتشر نشده است و رقبا مجبور شوند مواردی مانند توهین به شخصیات های نظام و … را به عنوان تقلبات انتخاباتی منتشر کنند!
۵ـ او با بهکار گیری شبکه های مافیایی وعوامل مختلف مانند سازمان ثبت اقدام تولید بیش از ۱۱ میلیون شناسنامه و کارت های ملی جعلی کرده است! تقلبات او و استفاده از امکانات دولتی برای این تقلب به اینجا ختم نشده است و عملاً احمدی نژاد با همکاری موسسه رویان و با استفاده از سلولهای بنیادین نیز توانسته است که به یک انقلاب علمی در جهان دست یافته و بیش از ۱۱ میلیون اثر انگشت نیز جعل کند که این یک رکورد حیرت آور محسوب می شود!
با این وجود به علت توانایی مفرط رییس جمهور در جعل و آمار سازی نهاد داخلی و خارجی، مدیریت تمامی نشریات، روزنامه ها و موسسات افکار سنجی داخلی و خارجی، پیشرفت های علمی که در انتخابات شاهد آن بودیم مانند تولید بیش از ۱۱ میلیون اثر انگشت و توانایی ایشان در تقلب در انتخابات به گونهای که هیچ سند و مدرکی به جا نماند و ناظرین کاندیداها نیز چیزی نفهمند، حکایت از توانایی عظیم احمدی نژاد در عرصه مدیریت داخلی و خارجی دارد. آیا کسی، فردی شایسته تر از ایشان در مدیریت سراغ دارد که هم نهادهای درون را هدایت میکند و هم نهادها و موسسات خارجی را!
منبع : تريبون مستضعفين
بماند كه اين جريانات را چه كساني رهبري مي كنند و باز هم بماند كه در سايتهاي ديگري مثل فرندفيد و توئيتر هم جولانگاهي براي جرياناتي فراهم شد كه انقلاب مخملي را در شكل«مجازي» راه اندازي و پيگيري كنند تا به آنچه بعد از 22 خرداد 88 اتفاق افتاد جامه ي عمل بپوشانند. بالاترين هم كه ديگر حسابش با كراما كاتبين است...
بگذريم ، حرف و نقل من باب سايتهايي از اين دست بسيار است و نقش آنها در ايجاد اين فضاي متشنج مجازي كه تعمدا به فضاي حقيقي جامعه هم سرايت كرد ، غير قابل انكار ..شايد در مجال ديگري به آن پرداختم كه البته ناگفته هاي فراواني در اين خصوص دارم.
ولي برايم جالب است كه بدانم تيم طراح و مديريت هدايت كننده ي اين سايتها كه قاعدتا زير گروههاي بررسي و تحقيق در مورد فضاي غالب در سايت مختص به خود را دارند ، چه نگاهي به فضاي شكل گرفته توسط اكثريت اعضا كه از قضا پركارترين هم هستند ، دارند؟!!.. لزومي به گفتن هم نيست كه اين اعضاي حداكثري ، ايرانيان هستند كه البته گزارشهاي آماري همين سايتها هم اين موضوع را تاييد مي كنند و اصلا هم دروغ گو نيستند!!!
بنده به هيچ عنوان توهم اين را ندارم كه اين قبيل سايتها از جانب موسسات خصوصي طراحي و هدايت شوند و تنها براي همين كه شما بنويسي كه چه ميكني يا نظر بگذاري يا لايك بدهي آن هم از سر بيكاري يا كنجكاوي و يا ...
به عنوان مثال فرندفيد كه تيم سازنده ي آن امريكايي هستند ، كاربراني دارد كه هدايت كننده ي افكار و برداشتهاي ديگر كاربران در جريانات اخير بودند و بعضا ايرانياني ميباشند كه در خارج از كشور سكني دارند.
يا در فيس بوك ، اگرچه عمده ي افرادي كه جرياني را شكل مي دهند يا به موضوعي دامن ميزنند (كه سرو كار مستقيم با احساسات سايريني دارد كه با طعم مجهول " دروغ و تقلب " مزاق شان را تلخ كرده اند) از احزاب يا گروهاي سياسي شناخته شده اي هستند( مثل حضور معنادار برخي از اعضاي خانواده ي ابطحي)..ولي به گمانم طراحي و ساخت اين سايتها و برخورداري از اين دامنه ي تقريبا نامحدود يك طرح كلي نبود كه فارغ از جهت بندي هاي سياسي دشمنان ، تنها براي بهره مندي از امكانات نت ، در ايجاد فضايي جهت رويارويي صريح با بازخورد ادبيات فرهنگي و منش روزهاي زندگي كاربران باشد كه اتفاقا تئوري هاي فرهنگي!!؟؟ تني چند از دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) را هم پوشش دهد ، بلكه به درد برخي ديگر از ايرانيان نيز خورد...به درد كساني كه در آنجا حضور يافتند تا انقلاب مخملي مجازي با كاربراني در اكثريت ، اتصال به متن جامعه بيابد و زودتر از رخداد وقايع ، اخبار و اطلاعات مصور آنها در فيدها منتشر شود و حضرات اعضاء به دو دسته ي «ارزشي و غير ارزشي» تبديل شوند براي افتادن به جان هم و فحاشي عليه همه چيز و همه كس از يك طرف و گاف هاي تامل برانگيز از طرف ديگر
گاهي به نظر ميرسد همه ي اين هزينه ها مي شود تا ما بيشتر از هميشه در اين انحصار و استثمار رسانه اي سرمايه داري با چاشني پروپاگاندا بمانيم و چه زماني خودمان را نجات مي دهيم ، نمي دانم.
متاسفانه نزدیک به یکماه از ربوده شدن حامد شجاع فرزند حسین ۱۷ ساله بدست اغتشاش طلبان حامی میر حسین موسوی گذشته است
در طول این مدت خانواده حامد شجاع هیچ اطلاعی از فرزندشان ندارند و درنگرانی بسر می برند
آخرین بار حامد شجاع درحالی دیده شده است که در ۲۹ روز پیش توسط اغتشاش طلبان هوادار میر حسین موسوی در میدان ولیعصر بشدت مضروب شده بود
بدینوسیله از کلیه دوستان وبلاگ نویس صمیمانه درخواست میکنیم هرگونه اقدام لازم را برای ایجاد پوشش خبری وسیع در جستجو برای حامد شجاع به انجام برسانند
لطفا اعلام بفرمایید هرگونه اطلاعی درباره این فرد ربوده شده که دراختیار دوستان قرار دارد بصورت خصوصی برای نویسنده وبلاگ ارسال شود